السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

153

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

پس اين قضيه با محتواى خودش كه مىگويد از معدوم مطلق ، خبر داده نمىشود ، تناقض دارد . جواب داده مىشود كه در اين‌جا همچون مسئله سابق تعدد جهت وجود دارد . معدوم مطلق از آن جهت كه عين نيستى و بطلان است و در خارج ، واقعيت ندارد قابل اخبار نيست . و از آن جهت كه يك مفهوم دارد كه در ذهن ثبوت يافته ، مىتوان از اين مفهوم ذهنى خبر داد به اين‌كه لا يُخبر عنه . به عبارت ديگر به ملاك حمل شايع كه مقام ، مقام وجود و مصداق خارجى است ، معدوم مطلق قابل اخبار نيست ؛ زيرا چيزى كه وجود ندارد از آن خبر داده نمىشود ، به دليل آن‌كه « ثبوت شىءٍ لشىءٍ فرعُ ثبوتِ المثبت له » مىباشد . وقتى مثبت له ، ثبوت نداشت اخبار از آن معنا ندارد . لكن به ملاك حمل اولى كه حمل در مقام مفهوم است ، هر مفهومى خودش براى خودش ثابت هست و در ذهن ثبوت پيدا كرده است ، مىتوان آن را موضوع حكم و مبتداى خبر قرار داده و گفت : « معدوم مطلق يُخبرُ عنه بعدمِ الاخبار » . توضيح بيشترى مىآوريم و مىگوييم كه حمل به دو قسم ، تقسيم مىشود : حمل اولىِ ذاتى و حمل شايع صناعى . حمل اولى ذاتى عبارت است از حمل يك مفهوم بر خودش ، بدون آن‌كه عنايت به مصداق و وجود عينى آن باشد . به عبارت ديگر حمل اولى حملى است كه موضوع و محمول مفهوماً با يك‌ديگر متحد باشند و از آن‌جا كه هر مفهومى براى خودش ثبوت بيّن دارد آن حمل را حمل اولى و از آن جهت كه ذات بر ذات ، حمل مىشود آن را حمل ذاتى گفته‌اند . مانند انسان ، انسان است . اما حمل شايع ، حمل دو مفهوم مختلف است كه مصداقاً و وجوداً متحد شده‌اند ، مانند انسان ، نويسنده‌است . وجه تسميه آن است كه در علوم و صناعات اين نوع حمل شيوع دارد و بسيار استعمال مىشود . حال مىگوييم وقتى به مفهوم معدوم مطلق به ملاك حمل اولى ، كه همان حمل در